به قلم دلشکسته: پرهام در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 ساعت 0:55 موضوع | لینک ثابت
این روزا فقط دارم انتظار میکشم...
دیگه از همه چی بریدم،تو که از من میگذری ساده ی ساده
دیگه جون نداره پای بی اراده
توی این شب کویری دل من
دیگه حتی ابرم بارون نمی باره
من به تو میرسم و نمیرسم
وقتی که پیش توام دوری ازم
حتی یک نگا به من نمی کنی
آشنایی و واسه ات غریبه ام
و حرف همیشگیم: دعام کنین
به قلم دلشکسته: پرهام در جمعه هفتم تیر 1387 ساعت 10:30 موضوع | لینک ثابت
تا امید هست آرزو نخواهم کرد
به قلم دلشکسته: پرهام در جمعه هفتم تیر 1387 ساعت 10:13 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه تون..
میدونین که فصل امتحاناته و دروس دانشگاه و ....
واسه این تا اول تیر نیستم
و همچنان بر مشکلات من اضافه میشه
فقط واسه ام دعا کنین
دعا کنین تا مشکلاتم حل شه
تا اول تیر خدا حافظ....
نظر یادتون نره هاااااااااااااااااااا
به قلم دلشکسته: پرهام در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت 13:16 موضوع | لینک ثابت
دعای باران
امروز فقط و فقط از خدا خواستم که بارون بباره....
بارون بباره...............
بارون بباره...
هیچ وقت تا این اندازه محتاج بارون نبوده ام....
بارونو واسه خودم میخوام
واسه دلم
میخوام بارون بیاد تا وایسم زیرش و گریه کنم، تا زیر دونه هاش هیشکی اشکامو نبینه
کسی نبینه که شکستم.... مث دل خدا که هیچکسو نداره
خورد شدم.. مث یه الماسکه دیگه ارزشی نداره
تا هیچ کس نفهمه که دارم گریه میکنم.
آخه چیکار کنم؟؟؟ با این که گریه کار مردا نیست
ولی دیگه چیزی ازم نمونده
نه غروری
نه دلخوشی ای
نه طاقتی.....
تنها مرهم دردام همین گریه اس
گریه
گریه
گریه
با کوله بار خالی شاخه گلی شکسته
یه مرد که گریه داره یه مرد که مونده تنها
مردی،ولی شکستی تو تار و پود قصه ات
اون رفته از کنارت برنمی گرده حالا
بمون بمون تو مردی حیفه که بشکنی زود
بجنگ با سرنوشتت مرد غریب تنها
یه روزایی بود که دور و برم پر بود از آدمای جورواجور
آدمایی که هر کدوم یه دردی دارن یه سنگ صبور میخوان
سنگ صبور همه شون بودم
محرم اسرارشون میشدم
اما حالا.........
حالا ده دوازده روزه که هیچ کس یه سلامم بهم نداده
یه حالی ازم نپرسیده
نیومده ببینه مردم یا زنده
حالا که نیاز دارم به سنگ صبور
آه....
هر چه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک
حالا ببینین حق دارم گریه کنم یا نه
.
.
ولی باز مطمئنم یکی هست که هوامو داره
درد دلمو میدونه
هر روز بهش گوش میده و
پا به پای من گریه میکنه....
خدا...
خدا...
دوست دارم...
..............
همین...
به قلم دلشکسته: پرهام در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 ساعت 0:22 موضوع | لینک ثابت
چقدر سخت است که ببینی دلت دلتنگ است
و چقدر سخت است که ببینی معشوقه ات دلسنگ است
و چقدر سخت است که ببینی آن که با او یکرنگی با تو صد رنگ است..........
آه ای کاش ای کاش
تو مرا میدیدی
در آن شبها که
می نشینم بیدار
یک و نیم – دو - سه - چهار
شعر میگویم و با هر نفسی
اشک از کاسۀ چشمم جاریست
که کجایی-----؟؟؟؟
من تو را میخوانم
در دلم هردم
فریادت می زنم
آرزویم دیدنت
یک لحظه حتی.......
ولی آه
که وقتی می بینمت
سالها از تو و از مهر تو دورم...........
باز میگویم و میگویم و میسازم شعر
وپناهندۀ آن نور که در بالاست
می شوم با امید
با امیدی که بگیرد دستم
و گذارد در دستت
گذارد در دستت..............
آه
ای کاش ای کاش
دوستت دارم من.............
.
.
.
.
به قلم دلشکسته: پرهام در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 0:45 موضوع | لینک ثابت
دل خوش کنک
و من حالا
امیدورام.....
به اعجاز
خداوند... با همۀ دل نگرونیام..... باز امیدوارم...
اعتقاد دارم که خدا مهربونه
با من .. با تو............ و با
"ما"یی که از من و تو خواهد ساخت.....
که با عشق خواهد ساخت......
که برای همیشه خواهد ساخت.........
امیدوارم به
اعجاز خداوندی.....
امیدوارم
امیدوار
.

به قلم دلشکسته: پرهام در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 0:18 موضوع | لینک ثابت
افشاء
تو رو
خدا یکی بهم کمک کنه
دنیا تا
کی میخواد اینجوری بره جلو
به خدا
قسم که دیگه دارم میمیرم
کِی حال
و روزگار منم درست میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کِی میشه
منم به آرامش برسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو رو
خدا هر کی اینو میخونه یه نظری بده
یه
راه حلی
یه تسکینی
یه امیدی............
دیگه موندم
آواره
موندم
حیرون و دربه در
من اگه
کسی رو داشتم دیگه دربه در نبودم
با غم
غربت و اندوه دیگه همسفر نبودم
اگه زخم
نخورده بودم تو رو باور نمی کردم
توی این
حصار پر درد با غمت سر نمی کردم
دست
به دامان خدا میشم ردم میکنه...
میرم پیش
ائمه دکم میکنن...
پناه
میبرم به گیتارم اونم دیگه از دستم خسته شده
اونم دیگه
منو نمیخواد......
بنده ی
خدا هم که.. آها ....... اینه دیگه
اینجوری
میچزوندم.....
آدم هم
اینقد سنگدل؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
به خدا
خیلی ظلمه
مگه ظلم
نیس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه یکی
با شما این کارا رو بکنه خوشتون میاد؟
چرا فقط
دنبال یکی میگردین که بچزونینش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگه بمیرم
.............
چی بگم؟
بگم
حلالت نمی کنم؟ بگم اون دنیا حقمو ازت میگیرم؟
بگم اون
دنیا تو رو ازت میگیرم؟
من الان
بهت احتیاج دارم
الان بهت
نیاز دارم
الانه
که میخوام همدمم باشی
فردا دیره
به خدا
فردا دیره
قسم
میخورم که اگه چن روز دیگه عذابم بدی و محل بهم نذاری میمیرم
واسه همیشه
خودم رو راحت میکنم..............
اون وقته
که عذاب وجدان میگیری
گریه میکنی
شایدم
پشیمون بشی
پشیمون
بشی از اینکه دستت به خون یکی آلوده شد........
پس
بیا عذابم نده
منم اگه
مُُُردم بگم به خاطرت مُردم، نه از درد دوریت
فقط به
یه امید زنده ام....
به این
امید که واسه ام ناز میکنی
یا شایدم
از دلم خبر نداری...
کدومش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بالاخره
که گیرت میارم
گیرت میارم
و دیگه ولت نمی کنم
دیگه نمیذارم
یه ثانیه ازم دور بشی
دیگه چنان
محکم میگیرمت که حتی مرگ هم نتونه جدامون کنم
واسه همیشه
ی همیشه ی همیشه مال من میشی.........
تو رو
خدا باهام بد تا نکن
عذابم
نده..........
جان من...
ای که
با ناز نگاهت دلمو دیوونه کردی
پا گذاشتی
توی سینه ام توی قلبم خونه کردی
ای که
وقتی تو رو دیدم دل تنهام زیرو رو شد
با تو
بودن تو رو داشتن واسه من یه آرزو شد
طفلی قلب
عاشق من به خودش میگفت همیشه
آرزوی
با تو بودن یه روزی راس راسی میشه
اما آرزوم
بزرگ بود تو به یاد من نبودی
من با
تو بودم همیشه ولی تو با من نبودی
به قلم دلشکسته: پرهام در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 16:31 موضوع | لینک ثابت
فال حافظ گرفتم
گفت: چرا معطل میکنی؟؟؟؟؟
گفتم: من که تقصیری ندارم،
منو نمی خواد،،،
بهم محل نمیذاره،،
میدونی چی گفت؟؟؟؟؟
..
..
..
..
..گر دولت وصالت خواهد دری گشودن
سرها
بدین تخیل بر آستان توان زد..
..
..
..
..لطف
الهی بکند کار خویش
مژده ی
رحمت برساند سروش..
گرچه وصالش نه به کوشش دهند
هر قدر
ای دل که توانی بکوش..
به قلم دلشکسته: پرهام در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت 13:12 موضوع | لینک ثابت
نیگام کن
آره نیگام کن
......
وقتی منو میبینی چشاتو ندوز به زمین
............
بهم نیگا کن
چی میبینی؟
ترس...
تردید...
امید...
.......................................................
به قلم دلشکسته: پرهام در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت 13:10 موضوع | لینک ثابت
من از این ناله و فریاد تو را میجویم
من از این زمزمه باد تو را می جویم
تو که نه عشق نه خاکستری از عشق سپردی به دلم
من ولی با دل ناشاد تو را میجویم

به قلم دلشکسته: پرهام در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت 2:1 موضوع | لینک ثابت
آره با توام،،،،، پری
با تو که نیومده دلمو بردی
تو که دیوونه ام کردی
تو که خون به دلم کردی و............
........حالا داری با بی محلی هات عذابم میدی
میدونی دوست دارم
آره
...خودت میدونی
فقط میخوای رنجم بدی
..........ناامید نخواهم شد...........
....آره میتونی تو بی من شباتو سحر کنی
به قلب عاشقم به من بیندیش
به قلم دلشکسته: پرهام در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت 1:26 موضوع | لینک ثابت

به قلم دلشکسته: پرهام در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 0:47 موضوع | لینک ثابت

به قلم دلشکسته: پرهام در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 0:36 موضوع | لینک ثابت



به قلم دلشکسته: پرهام در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 0:33 موضوع | لینک ثابت

به قلم دلشکسته: پرهام در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 ساعت 0:30 موضوع | لینک ثابت
هر کسی بخواد ترانه هامو داشته باشه یا ازشون استفاده کنه بره تو "ادامه مطلب"
به قلم دلشکسته: پرهام در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 ساعت 16:31 موضوع | لینک ثابت
یکی چشمک فاصله تا اومدن
تا چراغونی کنی دل منو
ببری تا لب چشمه ی امید
حل کنی با خنده مشکل منو![]()
به قلم دلشکسته: پرهام در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 ساعت 3:5 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
از تموم دنیا و دار و ندارش
شونه هاتو کم دارم برای بارش
زخمی خنجر زهراگین یارم
تو که تازه اومدی تنها نذارم
"""استفاده از تمامی مطالب و اشعار این وبلاگ بدون اجازه از مدیر این وبلاگ غیر قانونی است و پیگرد قانونی خواهد داشت. برای استفاده از مطالب و اشعار این وبلاگ به shuyamat@yahoo.com ایمیل بزنید.
با تشکر"""
فهرست اصلی
گنجینه موضوعی
دوستان
ثبت رایگان لینک، عجله کنید
عشق من باران
باران کوثری
سایت رسمی پرسپولیس
اس ام اس های عاشقانه
جدیدترین جوکها و اس ام اس ها
ترفندهای کامپیوتر
آموزش وبلاگ نویسی
همه چیز در مورد گیتار
روان شناسی
مقالات روان شناسی کودک
شعر و شب
عاشقان هم پیمان
گوگوش=پدرام
فرزانه، عاشق پائیز
دختر برفی
حدیث اشنا
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY